کد خبر: 1358435
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۶

دکتر محمد جعفر فردحسینی، مدیرعامل شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران در یادداشتی نوشت:

 

وقتی از اقتصاد مولد سخن گفته می‌شود، ذهن بسیاری به سمت صنایع بزرگ و سرمایه‌بر می‌رود؛ صنایعی که با فناوری‌های سنگین، تولید انبوه یا صادرات گسترده شناخته می‌شوند. اما واقعیت این است که بخش مهمی از اقتصاد مولد بر شانهٔ صنایعی استوار است که شاید کمتر دیده شوند، اما نقشی بنیادی در ایجاد ارزش افزوده، اشتغال پایدار و زنجیره‌های تولید دارند. صنعت چوب و کاغذ از جمله همین بخش‌هاست.

نخستین نکته درباره صنعت چوب و کاغذ، پیوند مستقیم آن با تولید واقعی است. این صنعت از جنگلداری و کشت چوب تا کارخانه‌های فرآوری، صنایع تخته‌فشرده، تولید MDF، نئوپان، کاغذ، مقوا، بسته‌بندی و ده‌ها زیرشاخه دیگر را شامل می‌شود. گستردگی این زنجیره باعث می‌شود که هر واحد تولیدی، بخشی از یک شبکه بزرگ ارزش‌آفرینی باشد. چنین شبکه‌هایی دقیقاً همان چیزی هستند که اقتصاد مولد برای رشد متوازن و پایدار به آن نیاز دارد.

از منظر اشتغال نیز، این صنعت از پایه‌های مهم اقتصاد مولد به شمار می‌آید. صنعت چوب و کاغذ کاربر است و در بسیاری از مراحل، به نیروی انسانی ماهر نیاز دارد؛ از جنگلبان، نجار و تکنسین تا طراح، اپراتور خط تولید و متخصص بسته‌بندی. وجود واحدهای کوچک و متوسط در کنار صنایع بزرگ باعث شده است که این بخش، هم در مناطق شهری و هم در نواحی روستایی و جنگلی، ظرفیت اشتغال‌آفرینی بالایی داشته باشد.

اما اهمیت این صنعت فقط در تولید و اشتغال خلاصه نمی‌شود. صنعت چوب و کاغذ با حوزه‌هایی مانند مسکن و ساخت‌وساز، صنایع بسته‌بندی، چاپ و نشر، آموزش، واردات و صادرات، و حتی اقتصاد دیجیتال ارتباط تنگاتنگ دارد. به‌ویژه در دنیای امروز که بسته‌بندی نقشی کلیدی در زنجیره تأمین دارد، کاغذ و مقوا نه‌تنها یک محصول فرهنگی یا سنتی، بلکه یک کالای راهبردی محسوب می‌شود. رونق این صنعت می‌تواند به‌طور مستقیم به رونق بخش‌های دیگر بیانجامد و همین ویژگی، آن را به یکی از موتورهای بالقوه اقتصاد مولد تبدیل می‌کند.

 

با این حال، صنعت چوب و کاغذ کشور با چالش‌هایی نیز روبه‌روست. محدودیت منابع چوب، وابستگی به واردات الیاف، کاهش سطح جنگل‌ها، نبود کشت صنعتی گسترده، فرسودگی تجهیزات، و نوسانات ارزی همگی از عواملی هستند که مانع شکوفایی کامل این صنعت شده‌اند. در بخش کاغذ، فاصله قابل‌توجه میان ظرفیت تولید داخلی و تقاضای بازار، همچنان یکی از نقاط ضعف جدی است. اقتصاد مولد بر خودکفایی مطلق تأکید نمی‌کند، اما بر تاب‌آوری و توان تولید داخلی تأکید دارد؛ و صنعت کاغذ یکی از بخش‌هایی است که کشور می‌تواند در آن بسیار توانمندتر ظاهر شود.

از سوی دیگر، اقتصاد مولد اقتصاد دانش‌پایه و بهره‌ور است. صنعت چوب و کاغذ نیز نیازمند تحول فناورانه، استانداردسازی، استفاده از ضایعات، توسعه مواد جایگزین، و حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر است. صنایع چوبی مبتنی بر طراحی صنعتی، تولید کاغذهای تخصصی، فرآورده‌های زیست‌تخریب‌پذیر، و فناوری بازیافت، نمونه‌هایی از حوزه‌هایی هستند که می‌توانند این صنعت سنتی را به صنعتی مدرن و رقابت‌پذیر تبدیل کنند.

در نهایت، نسبت صنعت چوب و کاغذ با اقتصاد مولد نسبتی راهبردی و بنیادین است. این صنعت اگر با برنامه‌ریزی دقیق، حمایت هدفمند، نوسازی تکنولوژیک و توسعه کشت صنعتی همراه شود، می‌تواند به یکی از مزیت‌های پایدار اقتصاد کشور تبدیل گردد. از آن مهم‌تر، این صنعت ظرفیت آن را دارد که به عنوان یک «صنعت زیربنایی» عمل کرده و موتور محرک بخش‌های دیگر باشد.صنعت چوب و کاغذ، اگر درست دیده شود، نه فقط یک مجموعه تولیدی، بلکه یکی از ستون‌های بالقوه اقتصاد مولد کشور است؛ ستونی که می‌تواند به رشد، اشتغال، ارزش‌آفرینی و پایداری اقتصادی کمک کند.

برچسب ها: صنعت ، چوب ، اقتصاد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار